X
تبلیغات
عمومی ویژه ی دلسوختگان وادیبان وعارفان - مقاله در مورد دوست یابی

عمومی ویژه ی دلسوختگان وادیبان وعارفان

شعر -داستان-نثر-مقاله-..............................................................از اسد صفا بناب

مقاله در مورد دوست و دوست یابی

آیین دوستی و دوستیابی

 

از آنجا که «دوستی» یکی از فراگیرترین رابطه‏های انسانی میان مردم است، بجاست که این موضوع را با تأمل بیشتری مورد توجه قرار دهیم.

 

نعمتِ «دوست»

 

از قدیم گفته‏اند: هزار دوست کم است و یک دشمن بسیار.

 

دوست، همدم تنهایی های انسان، شریک غمها و شادیها، بازوی یاری‏رسان در نیازمندیها، تکیه‏گاه انسان در مشکلات و گرفتاریها و مشاور خیرخواه در لحظات تردید و ابهام است.

بعضی از مردم، به خاطر خصلتهای خودخواهانه یا توقعات بالا یا تنگ‏نظری یا سختگیری یا دلایل دیگر، نمی‏توانند برای خود، دوستی برگزینند و از «تنهایی» درآیند. این به تعبیر حضرت امیر(ع) نوعی ناتوانی و بی‏دست و پایی است.

 

هم دوست یافتن، «هنر» است، هم دوست نگه داشتن، هم دوستیهای تعطیل شده و به هم خورده را دوباره پیوندزدن و برقرار ساختن. علی(ع) می‏فرماید:

 

«اَعجَزُ الناسِ مَنْ عَجَزَ عَن اکتسابِ الأخوان، وَ اعجزُ منه مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفَرَ بِهِ مِنهم»

ناتوانترین مردم کسی است که از دوستیابی ناتوان باشد. ناتوانتر از او کسی است که دوستانِ یافته را از دست بدهد و قدرت حفظ آنها را نداشته باشد.

 

تأمل در اینکه چه خصلتها و برخوردها و روحیه‏هایی سبب می‏شود انسان، دوستان خود را از دست بدهد و تنها بماند، یا آنکه از آغاز، نتواند دوستی برای خویش بگیرد، ضروری است. سعدی گفته است: «دوستی را که به عمری فراچنگ آرند، نشاید که به یک دم بیازارند.»

 

 

همرنگ و هماهنگ

 

دوستان هر کس، مبنای قضاوت دیگران نسبت به اخلاق و شخصیت و افکار او است. بعلاوه، تأثیرپذیری انسان از دوستان، در سنین مختلف، چه کودکی، چه جوانی و چه حتی میانسالی، بسیار است. از این‏رو دقت در گزینش «دوستِ موافق»، به سلامت اخلاقی و رفتاری انسان کمک می‏کند. به فرموده حضرت علی(ع):

 

«الصّاحِبُ کالرُّقعَةِ فاتَّخِذْهُ مشاکِلاً»

 

دوست، همچون وصله جامه است، پس آن را هم‏شکل و هم‏سان با خودت برگزین.

 

ارتباط قلبی و درونی میان انسانها، به پیوندهای اجتماعی و بیرونی می‏انجامد. روابط اجتماعی هم، در روحیات و اخلاق افراد، اثر می‏گذارد. بنابراین، آنان که به تعالی فکر و سلامت اخلاق و تهذیب نفس و تکامل شخصیت خویش علاقه‏مندند، ناگزیر باید در انتخاب دوست، «معیارهای مکتبی» را لحاظ کنند و به آنچه از دوست «می‏گیرند»، اهتمام ورزند. اینکه گفته‏اند:

تو اول بگو با کیان زیستی

پس آنگه بگویم که توکیستی

نشان‏دهنده معیارِ «دوستان» در ارزیابی شخصیت یک فرد است که مردم نیز آن را در داوریها و ارزیابیهای خویش به کار می‏گیرند.

این سخن زیبای حضرت رسول(ص)، خواندنی و شنیدنی است:

«مَثَلُ الجلیسِ الصّالحِ مَثَلُ العَطّارِ، اِنْ لم یُعْطِکَ مِنْ عِطرِهِ اصابَکَ مِنْ ریحِهِ و مَثَلُ الجلیس السّوءِ مَثَلُ القَیْنِ اِنْ لم یُحْرِقْ ثوبَکَ اصابَکَ مِنْ ریحِه»

مَثَلِ همنشین شایسته و خوب، مثل عطّار است، که اگر از عطر خودش هم به تو ندهد، ولی از بوی خوش او به تو می‏رسد، و مَثَل همنشین بد، همچون کوره‏پز آهنگری است که اگر لباس تو را هم (جرقه‏های آتش کوره) نسوزاند، ولی بوی کوره به تو می‏رسد!

این همان سروده حکمت‏آمیز سعدی است، در مورد گِل خوشبوی در حمام، که در اثر همنشینی با گُل، معطّر می‏شود و از «کمال همنشینی» بهره می‏برد، «و گرنه من همان خاکم که هستم! ...»

 

 

دوست شایسته

در منابع دینی، در اینکه «دوست خوب» کیست؟ و با چه کسانی باید دوستی و موّدت داشت و از معاشرت و همنشینی چه کسانی باید پرهیز کرد، و ... احادیث بسیاری است، با رهنمودهای کاربردی و جالب.

در صدد بررسی و نقل این گونه احادیث نیستیم، اما در قلمرو بحث از آداب معاشرت با دوست و آیین دوستی، توجه به نکاتی که به عنوان صفات دوست خوب مطرح شده است، ضروری است. همان معیارها، حاوی دستورالعمل چگونگی معاشرت هم هست. به عنوان نمونه به یکی از این روایات، اشاره می‏کنیم.

امام حسن مجتبی(ع) در بستر بیماری بود و پس از آن مسمومیت که به شهادتش منجر شد، در دیداری که جُناده (از اصحاب وی) با حضرت داشت، امام چنین توصیه فرمود:

«اِصْحَبْ مَنْ اِذا صَحِبْتَهُ زانَکَ، وَاِذا خَدِمْتَهُ صانَکَ وَ اِذا اَرَدْتَ منه مَعوُنَةً اَعانکَ و ...»

«با کسی همنشینی و مصاحبت و دوستی کن که:

1ـ هرگاه با او همنشین شدی، مایه آراستگی تو باشد،

2ـ آنگاه که خدمتش کنی، تو را نگهبان باشد،

3ـ هرگاه از او یاری خواستی، کمکت کند،

4ـ اگر سخنی گفتی، تو را تصدیق کند،

5ـ اگر (بر دشمن) حمله بردی، قدرت وصولت تو را بیفزاید،

6ـ اگر دستت را به فضل و نیکی دراز کردی، او هم دست، پیش آورد،

7ـ اگر در تو (و زندگیت) رخنه‏ای پدید آمد، آن را برطرف سازد،

8ـ اگر از تو نیکی دید، آن را در شمار و حساب آورد،

9ـ اگر چیزی از او طلبیدی، عطا کند،

10ـ و اگر تو ساکت بودی (و چیزی نخواستی) او آغاز کند (و نیازت را برطرف سازد).

اینها اوصاف کسی است که شایسته رفاقت و دوستی از دیدگاه امام مجتبی(ع) است. از اینها برمی‏آید که آیین دوستی عبارت است از: آراستن دوست، یاری رساندن، قدرشناس بودن، تقویت کردن، همکاری داشتن و در راه دوست، فداکاری و خدمت کردن.

از سوی دیگر، اگر در سخنان ائمه از دوستی با بعضی نهی شده، آنها نیز به عنوان صاحبان «رفتار ناپسند» محسوب می‏شوند که در قلمرو آیین دوستی نمی‏گنجد، از قبیل: عیبجویی، نابخردی، کینه‏توزی، پرتوقّعی، کم‏ظرفیّتی، بددهانی و بدزبانی، بی‏تقوایی، لجاجت و ستیزه‏جویی، شوخیهای بیجا و آزاردهند، خودپسندی و بدرفتاری و از این دست خصلتها و رفتارها. اینها، هم موجب کاهش دوستان و سستیِ دوستیها می‏گردد، و هم شیوه‏های ناپسند در معاشرت با دوستان است که باید از آنها پرهیز کرد.

 

دوستی حدّ ومرزی دارد که باید آن حریم حفظ و آن حق، ادا شود. امام صادق(ع) در سخن بلندی این حدود و حقوق را بیان فرموده، می‏افزاید: مراعات این حدود، در هر کس بود (همه‏اش یا مقداری) او دوست است، و گرنه نسبت دوستی و صداقت به او نده. این پنج نکته عبارت است از:

اول: آنکه نهان و آشکار دوست، برای تو یکسان باشد.

دوم: آنکه زینت تو را زینت و آراستگی خودش ببیند و عیب و نقصان تو را عیب خویش بشمارد.

سوم: اگر به ریاست و ثروت و پست و مقامی رسید، این پست و پول، رفتار او را نسبت به تو عوض نکند. چهارم: اگر قدرت و توانگری دارد، از آنچه دارد نسبت به تو دریغ و مضایقه نکند.

پنجم: (که جامع همه آنهاست) اینکه تو را در گرفتاریها، رها نکند و تنها نگذارد.

آری ... اینهاست آیین دوستی و برادری دینی.

جلوه دوستی کامل و راستین، در موّدت قلبی، حفظ حرمتها، مراعات حقوق، یاری در هنگام نیاز و مساعدت در وقت گرفتاری است و بدون اینها ادعای دوستی پذیرفته نیست.

امام علی(ع) می‏فرماید: مردم، جز با امتحان و آزمایش شناخته نمی‏شوند. پس همسر و فرزندانت را در حال غیبت و نبودنت امتحان کن، و دوستت را در مصیبت و گرفتاری، و خویشاوندان خود را هنگام نیازمندی و تهیدستی ... «وَ صَدیقَکَ فی مُصیبَتِکَ».

دوست بی‏عیب؟!

واقعگرایی در همه مسایل، پسندیده است، از جمله در دوستیابی و دوست‏گزینی.

بعضیها چنان آرمانی فکر می‏کنند که از واقعیتهای ملموس و عینی فاصله می‏گیرند و در عالم خیال و ذهن، سیر می‏کنند. «دوستِ بی‏عیب» از این گونه آرمانهای دست‏نیافتنی است.

البته باید کوشید تا حد امکان و توان، در دوستیها سراغ افرادی رفت که که نقطه‏ضعف کمتری داشته باشند و اگر بی‏عیب باشند، چه بهتر. ولی ... آیا انسان بی‏عیب (غیر از معصومین) می‏توان یافت؟ هر کس در موردی ممکن است نقصان و نقطه‏ضعفی داشته باشد.

همان طور که طالبانِ همسر ایده‏آل و صد در صد بی‏عیب و نقص، مجرد و بی‏همسر می‏مانند، آنان هم که در پی دوستِ صد در صد بی‏ضعف باشند، تنها می‏مانند. این حقیقت، به عنوان توجه به یک واقعیتِ عینی در کلام مولا علی(ع) این گونه آمده است:

«مَنْ لم یُواخِ الاّ مَنْ لا عَیْبَ فیهِ قَلَّ صدیقُهُ»

کسی که بخواهد جز با افراد بی‏عیب دوستی و برادری نکند، دوستانش کم خواهند شد.

 

نکات دیگر ...

در باب دوستی، گوهرهای فراوانی در گنجینه‏های حدیثی ما نهفته است که در این مختصر، مجال بسط سخن نیست. برای اینکه از آن محتواهای سودمند و کاربردی بی‏بهره نباشیم، در اینجا فهرستی از نکات دیگر که در آیین دوستی باید به کار بست، می‏آوریم که برگرفته از احادیث این موضوع است:

* از هر چیز، تازه‏اش را انتخاب کن و از دوست، قدیمی‏اش را.

* از نشانه‏های بزرگواری انسان، حفظ دوستان قدیمی است.

* بهترین دوستان، آنانند که در نصیحت و خیرخواهی، سازشکاری و مصانعه نمی‏کنند، عیبهایتان را به شما می‏گویند، در کارهای اخروی کمک‏کار شمایند، شما را از گناهان باز می‏دارند، و از لغزشهای شما چشم می‏پوشند.

* دوست خود را خیلی عتاب و سرزنش نکنید که «کینه» می‏آورد.

* بدترین دوستان، آنانند که دوستی آنان، شما را به تکلف و رنج و زحمت بیندازد.

* دوست واقعی کسی است که عیب دوست خود را در نهان به خودش بگوید، نه در آشکارا و نزد دیگران.

* هرگاه با کسی دوست شدید، از نامش، نام پدرش، نام قبیله و شهر و دیارش بپرسید، که این گونه کسب شناختها نشانه صدق در دوستی است.

* هرگاه به دوستی علاقه و محبت داشتید، آن را ابراز کنید و به او بگویید، که موجب افزایش محبت و علاقه‏مندی می‏شود.

* آنچه از دوست می‏رسد تحمل کنید، تحمل و بردباری، عیبها را می‏پوشاند.

* برادران و دوستانتان را نسبت به هر خطا مؤاخذه و محاسبه نکنید، که دوستانتان کاهش می‏یابند.

* خداوند، تداوم دوستیها را دوست می‏دارد. پس بر دوستیهای خود، استمرار بخشید.

* با کسانی که صرفا از روی طمع یا ترس یا تمایلات یا برای خوردن و نوشیدن با شما دوست می‏شوند، دوستی نکنید. در پی یافتن دوستانِ باتقوا باشید!

* محبت و دوستی خود را بیجا و بی‏مورد صرف نکنید، که این گونه دوستیها در معرض گسستن است.

پایان این نوشته را با حدیث جالبی از امیرالمؤمنین(ع) قرار می‏دهیم که ما را به مراعاتِ حقوق دوستان و برادران دینی فرا می‏خواند و از زیر پا گذاشتن حقوق آنان به بهانه دوستی و خودمانی بودن، نهی می‏کند. علی(ع) می‏فرماید: «حق برادر دینی خود را با اتکّاءِ به رابطه‏ای که میان تو و او است، ضایع مکن، چرا که هرگز، کسی که حقش را ضایع و تباه کرده‏ای، برادر تو نیست:

«لا تُضیعَنَّ حَقَّ اَخیک اِتکّالاً عَلی ما بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ، فانّه لَیْسَ لَکَ بِاَخٍ مَنْ اَضَعْتَ حَقَّهُ»

قدر دوستیها و پیوندهای عاطفی و دوستانه را بدانیم،

 

از دوستان صادق و وفادار و پاک و پرهیزکار، دست برنداریم،

چراغ محبت را در دلهای خویش، روشن و شعله‏ور نگاه داریم،

از زخم زبان و کلمات تحقیرآمیز و برخورد دشمنی‏برانگیز با دوستان برحذر باشیم،

«آیین دوستی» را بشناسیم و به کار بندیم.

 

 

منابع

نهج‏البلاغه

میزان الحکمه

بحارالانوار

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 21:53  توسط اسد صفا  |